دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان با من باش pdf از سوزان الیزابت فیلیپس با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹
15,777

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
143,251

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
73,660

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
272,025

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
116,977

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
94,631

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین و عاشقانه آوای خیس (10)

دانلود رمان با من باش pdf از سوزان الیزابت فیلیپس با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان سوزان الیزابت فیلیپس میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/هیجانی/طنز/کلکلی/خارجی

خلاصه رمان با من باش

درباره ی دختری فوق العاده جذاب به اسم فیبی سامرویل هست که پدرش صاحب یک تیم

فوتبال بوده“فوتبالی که ما میدونیم برای اونا میشه soccer ولی منظور ازفوتبال در این کتاب

فوتبال آمریکایی هست که کمی خشن هست وتوپی بیضی شکل داره ”که بعد از مرگش،

وصیت میکنه که تنها در صورتی فیبی وارث اون تیم میشه که بتونه اون سال تیم روبرنده ی

لیگ کنه!وگرنه تیم به پسرعموش میرسه مشکل اینجاس

رمان پیشنهادی:دانلود رمان فرار بزرگ سوزان الیزابت فیلیپس

قسمت اول رمان با من باش

که فیبی هیچی از فوتبال نمیدونه و به دلایلی از پدرش دور بوده و با هم اختلاف داشتن

تا اینکه با سرمربی تیم به اسم دن کالبو آشنا میشه که اولش زیاداز هم خوششون نمیاد

هردوشون هم سرسخت وکله شقن و با اینکه با هم دعوا میکنن ولی بااین حال جذب هم

میشن چیزی که دن درباره ی فیبی فکرمیکنه اینه که اون دختریه که فقط قیافه داره،

ولی هیچ کس واقعاً نمیدونه که فیبی پشت این چهره ی جذابش واقعاً چه کسیه فیبی سامرویل،

سگ پشمالوی فرانسوی و دوست پسر مجارستانی اش را به مراسم خاک سپاری پدر

خود آورده و با این کار همه را سخت عصبانی کرده بود او در حالیکه مثل ملکه های فیلم های

دهه ی پنجاه، سگ پشمالوی سفیدش را در آغوش گرفته و عینک آفتابی اش راکه فریم سنگی داشت

به چشمش زده بود، در گورستان نشسته بود تشخیص این که کدام یک از این سه نفر

مناسب آن مکان نبودند برای دیگر عزاداران سخت بود، سگ پشمالویی که موهایش به خوبی

کوتاه شده و با یک جفت گل سر ساتن هلویی…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران