دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان شاه مهره pdf از رانا مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
119,643

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
91,007

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
65,396

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
243,980

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
105,791

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
86,047

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (10)

دانلود رمان شاه مهره pdf از رانا مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان رانا میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجنماعی

خلاصه رمان شاه مهره

برای زندگیم تصمیم گرفتند همان هایی که  زندگی هیچ نمیدانستند قضاوتم کردند

قضاوتی که تمام آینده ام را به آتش کشید اگر این من،من نیستم،تقصیر تمام کسانی بود

که تغییرم دادند تغییرم دادند و من دنیایشان را در آتش این تغییر که بی تقصیر در تقدریم جای دادند  میسوزانم…

نفس عمیقی از حرص کشیدم و گفتم اینکه نمیدونم چرا منو گرفتید و دارید ازم بازجویی

میکنید به کنار نمیفهمم چرا قبول نمیکنید من نمیدونم قضیه ی اون صندق و اون کلید چیه؟

مرد همه انکار میکنن من چیزی برای پنهون کردن ندارم رفتو..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان نت های هوس مسیحه زادخو

قسمت اول رمان شاه مهره

سمت در و گفت مشخص میشه زودتر لطفا مشخصش کنید

مرد عصبی رفت بیرونو درم محکم بست شاید این اطمینانی که داشتم به خاطر

وجود حاجی بود به خاطر من نه،ولی به خاطر آبروش حتما از اینجا بیرونم میاورد مخصوصا که

ماشینم ماشین پسرش بوده و خب اگه یه گندی بالا آورده باشه حاجی

جمع و جورش میکنه حالا چه گندی زده پسره ی غرب زده خدا داند

خانمی که تو تمام مراحل بازجویی کارش آوردن و بردن من بود باز اومد تو و بدون هیچ حرفی

منو با خودش همراه کرد دوباره از همون راهرو گذشتیم و رسیدیم به سلول هایی که کنار هم بودن

منو برد سمت سلول خودم و درو باز کرد که گفتم شما میدونی برای پیگیریه کار من کسی اومده یا نه..

خیلی خشک و جدی جواب داد من نمیتونم حرفی بزنم

با طعنه گفتم خیلی ممنون از کمکتون

بعد وارد سلول شدم و روی تختی که یه گوشته اش بود نشستم این حاجی کی میخواد بیاد دیگه؟ خدای من من باید

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.