دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان کژال خان pdf از hadis_s با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
15,196

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
142,537

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
73,405

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
271,159

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
116,601

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
94,361

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (23)

دانلود رمان کژال خان pdf از hadis_s با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان hadis_s میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اربابی/خون بس

خلاصه رمان کژال خان

کژال دختری خان زاده و اصیل که در یک لج و لجبازی خان یکی از روستاها

رو به قتل میرسونه و حالا باید تاوان کارش را پس بده…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان حلقه ی عشقم 

قسمت اول رمان کژال خان

سردی اهنش سنگینی می کرد نگاهی به دستم انداختم و به نگاهی به اطرافم انقدر شک زده

بودم که نمیدونستم چرا اینجام ولی بودم به اطراف نگاه کردم و میله ها و ادمای پشتش که با

پوزخند بهم خیره شده بودن

هوی زنیکه تازه واردی؟بهت نمیاد اهل اینورا باشی

صدای قهقه بقیه زنا و صدای سخت نگهبان

اروم باشین

چه قدرم که حساب بردن

بابا

به سر وضعش نمیاد اینکاره باشه پوستش افتاب مهتاب ندیده هست

صدای خنده ی زنای زندانی خنجری بود به قلبم زن نگهبان در

سلولی رو باز کرد و هولم دادحتما یکی یه دونه باباش بوده

داخل

اینجا باید باشی

و بعد رو به زنی کرد و گفت:

اکرم یه تخت بهش بده هواشم داشته باش سفارشیه

دست بند رو باز کرد و دستم از اون سردی انزجار کننده ازاد شد

سفارشی کی؟من بدبخت سفارشی کی هستم؟بابام؟برادرم؟یا ؟پو زخند از رو لبم کنار نمی رفت

ولی یه حسی بهم میگفت کژال اینجا جای پوزخند زدن نیست جمع کم نیشتو با سختی

نیشبسته شد پنج تا زن با نگاهاشون داشتن میخوردنم باید سالم می کردم؟اولین بار هست تو

همچین محیطی قرار گرفتم

ابرو یکیشون پرید باال ظاهرش رو برانداز کردم قد بلندی و هیکل پری داشت به استینای باالسالم

رفتش خیره شدم خالکوبی مار روی دستش توی ذوقم میزد

لحن التیش افتضاح بود خودم رو نباختم با وجود همه ی این

اتفاقا تعجب می کردم چطور میتونم اسمت …

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران