دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان تسلیم سرنوشتم pdf از atiyeh.LOTFEE با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
15,190

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
142,523

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
73,404

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
271,145

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
116,598

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
94,359

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (8)

دانلود رمان تسلیم سرنوشتم pdf از atiyeh.LOTFEE با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان atiyeh.LOTFEE میباشد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان تسلیم سرنوشتم

همه چیز ازهمانجا اغاز شد از لحظه ی تولد نیایش

تولد دختری مغرور و مملو از احساس های ناب

دختری که به پاکی گلبرگ های گل های سرخ است

وارد نظام و نیروی انتظامی میشود

وبه دلیل اینکه بهترین نیروی زن است به ماموریت های بسیاری میرود

اما اخرین ماموریتش زندگی اش را به چالش می انگیزد و

نیرنگ های فروان او را تسلیم سرنوشت می سازد

باعث میشود که نیایش دراین دنیای پراز گرگ

طعمه ای چرب و نرم برای حیوان صفتان شود واز همانجا

بود که او تصمیم می گیرد همرنگ جماعت شود

گرگ …..بی احساس …..سنگدل

این ماموریت نیایش را

عاشق می کند

قاتل می کند

سنگ و سخت می کند

و کاری می کند که نیایش سرسخت و مغرور بگوید : تسلیم سرنوشتم

رمان پیشنهادی:دانلود رمان عرق سگی مسیحه زادخو

قسمت اول رمان تسلیم سرنوشتم

چادرم و روسرم مرتب می کنم و بازدن چندتقھ کوتاه بھ در وارد میشم نگاھی بھ

سردار می کنم کھ با صورت پراز صلابتش بھم خیره شده و منتظر بدون من برای

چی بھ اینجا اومدم .

روبھ سردار با اعتماد بھ نفس می گم : قربان میشھ بھم مرخصی بدید ؟؟؟

برای چی ؟؟؟

یھ خورده می خواستم استراحت کنم خیلی خستم

اتفاقا کار بسیار خوبی می کنی برو یھ چھار پنج روز استراحت کن کھ ماموریت

داری

اما قربان من تازه ھفتھ پیش ماموریت بودم

نمیشھ باید بری تو بھترین نیروی زن ما ھستی و مھارتت از ھمھ بیشتر پس تو باید

بری

مجبوری احترامی می زارم و راه می افتم…

سوار زانتیای دودی رنگم میشم و دستی بھ مغنعھ ام می کشم و ازتو اینھ جلو درستش

می کنم و بھ سمت….

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران