دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان هویدا pdf از مریم رعنایی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹
15,190

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
142,522

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
73,403

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
271,141

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
116,598

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
94,356

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (12)

دانلود رمان هویدا pdf از مریم رعنایی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مریم رعنایی میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی/پلیسی

خلاصه رمان هویدا

بعضی رابطه ها نه عادته نه عشق نه دوست داشتن چیزی فراتر از این هاست نه تو برای او میمانی

نه اوبرای تو اما هر دوبی هم نمی توانید بمانید و این دردناک ترین رابطه دنیاست!جالب بود که

هیچ کدام ازحرف های محراب هویداراخشمگین نمی کرد حتی بااین که امروز به قوله ملکی ازدنده ی چپ

بلندشده بود!..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان عشق و دیوانگی

هویدا توخیلی نترسی پسر!آدمای نترس بیش تربه ذائقه ی هویدا خوش میان تاهری صابر!

امرکنین! اتاق هویداروآماده کن خیلی وقته که ازش استفاده نکردم..

چشم قربان!

آرام به اونزدیک شدآن قدرکه صدای نفس های خشمگین محراب رامیشنید طوری که فقط اوبشنودگفت

میتونی جسارتت رو وحشی گریت روتوی یه جای خلوت تربهم نشون بدی حیف نیست وقتی

داری باغرورنطق می کنی باهم تنها بدون هیچ مزاحمی نباشیم؟

می خوای لذت ببری؟من همینجوریشم دارم لذت میبرم!هویدا..

خفه شوووو!اسم منوبه اون دهنت نیار!میدونی که چی درانتظارته ملکی؟میدونی که وقتی آتیشی بشم چه قیامتی به پامی کنم؟

هیچ حواست هست که داری ماجرای بهادروتکرارمی کنی؟یادت رفته تمام زندگیت وتوهمین اتاق

ازدست دادی؟درده توچیه هویدا؟می خوای بااین چیزاتمام حرص وکینت وتخلیه کنی؟

به تومربوط نیست من چه غلطی می کنم نه به تونه به هیچکس دیگه

پس چرامن نه؟چرااین همه سال عشق منونسبت به خودت نادیده گرفتی؟چرامن هیچ وقت به چشم هویدای این عمارت نیومدم؟

ازجلوی چشمام گم میشی ملکی تایه مدت هم آفتابی نمیشی تاآتیشم

بخوابه همین الانشم آماده ی منفجرشدنم پس تحریکم نکن!

برمیگردم.. می خوام برنگردی صدسال سیاه

ملکی که ازعمارت بیرون رفت هویدابساط همیشگی اش راراه انداخت بازهم مثل همیشه تعادل ذهنی و

عقلانی اش راازدست داد! هویداباصدایی ناله وارصابرراصدازد صابر!  اینجام هویدا..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران