دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان آواره ی عشق pdf از فاطمه دهکردی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹
25,672

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
156,528

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
78,478

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
287,304

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
124,053

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
99,668

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (33)

دانلود رمان آواره ی عشق pdf از فاطمه دهکردی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان فاطمه دهکردی میباشد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آواره ی عشق

رمان در مورد دختری به اسم افسون هست که عاشق پسر عموش علی و علی هم

عاشق افسون ولی در این بین افسانه خواهر افسون هم عاشق علیه و مانی برادر

علی هم عاشق افسون و در این خانواده ها رسم اینه که اول بزرگترا ازدواج میکنن و

باید ترتیب سن رعایت بشه و چون مانی بزرگتر از علیه به خواستگاری

افسون میاد و افسون هم به…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خدمتکار هات من

قسمت اول رمان آواره ی عشق

از اتوبوس پیاده شدم وبه طرف خونه راه افتادم وقتی زنگ

خونمون رو زدم افسانه خواهرم دررو بروم باز کرد من در

حالی که به طرف اتاقم می رفتم به افسانه گفتم:

جایی میری افسانه؟

نه چطور

اخه خیلی به خودت رسیدی

در حالی که با دلخوری نگاهم می کرد گفت:

وا!مگه ادم بایدجایی بره که لباس مرتب بپوشه

اخه اینها لباسهای مهمونی رفتنه برای همین پرسیدم

بعد وارد اتاقم شدم ولباسم روعوض کردم ودوباره رفتم به

طبقه پایین مادرم توی اشپزخانه بودسالم کردم جوابم رو

داد ……

سالم دخترمخسته نباشی چرا اینقدر دیر کردی؟

نمی دونی خیابوناچقدر شلوغ بود ازمیدان انقالب تا اینجابیشتراز یک ساعت توی راه بودم

بالخره کتابهای موردنظرت رو پیدا کردی؟

خداروشکر اره هم کتابها هم جزوه هارو

حاال حتما علی امروز میاد؟

اره مامان خودش دیشب زنگ زد وگفت میام

افسانه گفت:

چه حوصله ای داری توهم چقدر می خوای درس بخونی

مطمئن باش امسال هم مثل اوندوسال گذشته قبول نمیشی

مادرم ناراحت به طرفش برگشت وگفت:

چرا نفوس بد میزنی افسانه می بینی که افسون امسال

داره همه تالشش رو میکنه توهم بجایخوندن ایه ی یاس

بهتره بری اون لباسهارواز تنت در ….

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران