دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان هر دو باختیم pdf از A.sahar با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹
38,316

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
179,492

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
84,667

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
307,168

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
133,336

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
106,035

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (8)

دانلود رمان هر دو باختیم pdf از A.sahar با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان A.sahar میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/کلکلی

خلاصه رمان هر دو باختیم

ترنم به علت بیماری پدرش مجبور می شه اختیارات شرکت مهندسی پ

درش رو به دست بگیره و خودش اونجا رو اداره کنه. برای جذب نیروی

جدید اقدام می کنه و فقط یکی نظرش رو جلب می کنه

اون شخص هم رادین تابشه.اما این اقا رادین بدون ماجرا نیست

مجبور شده به این شرکت بیاد. ترنم اصلا از رادین خوشش نمیاد و

همین جنجالی رو بین اونا راه می ندازه که خوندنی و جالبه….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان رویای خیس

قسمت اول رمان هر دو باختیم

تنها کارایی اوردید همینا هستن؟

پسره با سر خوشی لبخندی زد: بله.

یه نگاه دیگه به نقشه های ابتدایی پسر

انداختم: یعنی بهترین کارتون همینا بود؟

بله پدرم یه نمونش رو به دوستش نشون داده بود

اونم واقعا از نقشه ها خوشش اومد ولی من

دلم می خواست مستقل باشم برای همین خودم دنبال کار گشتم.

خیلی سعی کردم جلوی پوز خند خودمو بگیرم

به هر بدبختی بود خندمو کنترل کردم و با

جدیت رو به پسر گفتم: باشه ممنون از این که اومدید

حاال اگه الزم شد باهاتون تماس می

گیریم.

از جاش بلند شد و با یه لبخند پت و پهن گفت: همکاری با شما باعث افتخارمه

” بایدم باعث افتخارت باشه اخه اینا چیه کشیدی؟

لبخندی زدم و گفتم: البته اگه همکاری در کار باشه!

لبخند پسر جمع شد حال کردم.خوب زدم تو پوزش.

قبل از این که کامال خارج بشه گوشی رو برداشتم و از الهام خواستم بیاد دفترم.

الهام این پسره چرا انقدر پکر اومد بیرون؟

از حرص دندونامو روی هم فشار دادم و گفتم:

حداقل اون قبلیا ادعا هم داشتن توهم نداشتن که

از همین االن خودشونو همکار بدونن…

Like0Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران