دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان نسل خون pdf از مهرناز احمدی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹
38,302

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
179,482

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
84,666

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
307,154

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
133,332

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
106,034

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود زمان غمگین عاشقانه آوای خیس (20)

دانلود رمان نسل خون pdf از مهرناز احمدی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مهرناز احمدی میباشد

موضوع رمان : ترسناک/تخیلی

خلاصه رمان نسل خون

داستان در موردِ دو برادرِ جادوگر شکارچیه که برای

نجاتِ دختری از دست جن ها وارد عمل میشوند.

در این میان به کسی برخورد میکنند که خود مصبب تمام

اتفاقهایی است که برای دخترک در حال وقوع است…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان فریبکار مرگ

قسمت اول رمان نسل خون

“برزین”

با صدای فریادی سر جای خود نشستم. توی این چند ماھی کھ بھ اینجا اومده بودیم

باید بھ این فریادھای شبانھ عادت میکردم، اما من در حال حاضر خستھتر از اون

بودم کھ از این سروصدا استقبال کنم.

ِ نگاھی بھ ساعت روی میز انداختم. ساعت ۶ صبح رو نشون میداد. با خودم فکر

کردم کھ این بار دختر بد موقعی ھم جیغ نزده بود. ِ فقط نیم ساعت مونده بود تا ساعت

کوک شده زنگ بخوره.

خمیازهای کشیدم و از جام بیرون اومدم. ِ بھ سمت پذیرایی رفتم. برسام رو دیدم کھ

جلوی تلوزیون خوابش برده بود، بدون این کھ بالشتی یا پتویی داشتھ باشھ. بالای

سرش رفتم و آروم صداش کردم: «برسام؟» صدای نامفھومی تولید

کرد و روش رو بھ سمت دیگھای برگردوند. این حرکتش

کمی اعصابم را متشنج کرد. در این چند وقتھ آرامش نداشتم. این جیغھای شبانھ،

ِ ِ مکانیسم دفاعی بدنم را فعال کرده بود

. دختر بھ گونھای جیغ میکشید کھ انگار این

اطراف موجودی شیطانی و یا جادویی وجود داره. ِ البتھ موجود جادویی یا بھتر بگویم

جادوگر وجود داشت اما من یا برسام کاری با اون دختر نداشتیم؛ تا آنجا ھم کھ شنیده

ِ بودیم، این دختر حتی قبل از ورود ما ھم این بساط رو داشتھ، ھرچند خیلی اون رو بھ

روانشناس نشون داده بودن، اما انگار افاقھای نکرده بود. بلندتر برسام ِ

Like0Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران