دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ملکه منزوی pdf از نازنین آقایی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹
38,319

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
179,493

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
84,670

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
307,168

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
133,337

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
106,035

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (7)

دانلود رمان ملکه منزوی pdf از نازنین آقایی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان نازنین آقایی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی/خیانتی

خلاصه رمان ملکه منزوی

یه دخترکه پیله ای ازانزوا روبه سختی به دورخودش تنیده تا کسی نتونه

وارد خلوت وتنهایی هاش بشه تا از ورود هرمسافری به زندگیش جلوگیری کنه.

هرمسافری که یه باردیگه باعث عروسک خیمه شب بازی شدن احساسش بشه.

تا راحت تر بتونه خاطرات شیرین مردی روکه بابی رحمی به اون بدترین خیانت

ممکن روکرد مرور کنه روز به روز این پیله تنهایی رو مستحکم تر میکنه تا

بار دیگه غرورش خرد و تکه تکه نشه.این دختر غروری داره به وسعت دریا

این دختر مغرور میبخشه..مهربونی میکنه عشق میورزه اماهمه ی خوبیاش روپشت غرورش پنهان میکنه .

این دختریه ملکه ست .ملکه ای که توی قصربزرگش هیچ پادشاهی نداره و

پادشاه قصرهم بافرسنگ هافاصله ازملکه قصه پشیمونه وبه دنبال راه واسه جبرانه

امانمیدونه که خیلی زود دیر میشه و اون دخترمغروری که توخاطراتش هست

خیلی با الانش فرق کرده حالا دیگه شده یه ملکه یه ملکه تنهاکه روز به روز..

بیشتر تو انزوا فرو میره حالا دیگه اون ملکه منزویه باید دید پادشاه قصه

میتونه ملکمون رو از پیلش بیرون بیاره یانه…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان در ازای مرگ پدرم نازنین آقایی

قسمت اول رمان ملکه منزوی

مشغول نوشیدن کافی میکسم بودم که با تقه ای که به در

خورد با آرامش فنجونه قهوه رو رو میز گذاشتم و اجازه ی

ورود رو صادر کردم .بنفشه وارد اتاق شد این دختر تنها

کسی بود که نیازی به دیدن چهره ی جدی من نداشت

از همون بچگی هم از من حساب نمیبرد و این رفتارش

گاهی اوقات زیاد از حد رو اعصابم بود .

وقتی دیدم ساکت و صامت وایستاده و به من اجازه ی

غرق شدن تو فکر و خیال داده به خودم اومدم و ..

Like0Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران