دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان راز نیاز pdf از زهرا اسدی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹
38,320

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
179,493

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
84,670

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
307,168

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
133,337

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
106,035

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (21)

دانلود رمان راز نیاز pdf از زهرا اسدی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان زهرا اسدی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان راز نیاز

پدرنیاز افسرنیروی دریایی است و درپایگاه بندر عباس زندگی میکند،نیازبا

وجودی که عقاید و اخلاقیات متفاوتی با نامزدش سهیل که پسر یکی از

ثروتمندان بندر عباس است دارد قرار است به عقد او دربیاید ولی در روز

عقد با گفتگویی که مادرداماد با او دارد دچار حمله ای عصبی میشود

و عقد را به هم میزند وبه تهران نزد خاله اش میرود و انجا با شهاب که

پسربرادر شوهر خاله اش است اشنا شده ولی اجازه ابراز علاقه به او

نمیدهد چرا که میترسد شهاب هم با شنیدن راز زندگی او پا پس بکشد…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تقدیر شیرین زهرا اسدی

قسمت اول رمان راز نیاز

پدرنیاز افسرنیروی دریایی است و درپایگاه بندر عباس زندگی میکند،نیازبا

وجودی که عقاید و اخلاقیات متفاوتی با نامزدش سهیل که پسر یکی از

ثروتمندان بندر عباس است دارد قرار است به عقد او دربیاید ولی در روز

عقد با گفتگویی که مادرداماد با او دارد دچار حمله ای عصبی میشود

و عقد را به هم میزند وبه تهران نزد خاله اش میرود و انجا با شهاب که

پسربرادر شوهر خاله اش است اشنا شده ولی اجازه ابراز علاقه به او

نمیدهد چرا که میترسد شهاب هم با شنیدن راز زندگی او پا پس بکشد…

نگاه خیره اش بر روی سطج آبی دریا ثابت مانده بود، فکرش آن جا نبود

نسیم خنکی موج های آرام را تا ساحل میکشاند و کف های

سفید را بر روی شن و ماسه های ساحل می پاشید

می ره -مگه منم مثل تو عقلم عیب برداشته؟ بیا بیرون، تو این هوا

سرما می خورینیاز حواست کجاست؟ منو نگاه! یه کیفی داره

که نگو، تو هم پاچه های شلوارتو..

Like0Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران