دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان عروسک pdf از L.D.N با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹
62,304

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
211,229

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
96,465

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
342,155

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
147,382

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
117,879

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (24)

دانلود رمان عروسک pdf از L.D.N با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان L.D.N میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان عروسک

خوشبختی خوشبختی همیشه پول نیست ثروت نیست گاهی یه آدم

گاهی یه لحظه گاهی یه هدیه حتی گاهی مرگ یه عزیز گاهی رفتن یه

عزیز میتونه خوشبختی باشه گاهی میخندی گاهی گریه میکنی

زندگی همینه گاهی یخ میزنی ولی آغوشی هست که گرمت کنه

گاهی شادی و میخندی ولی کسی هست که غمگینت کنه..عروسکای من

اینجا، خوشگلن چشمای آبی دارن ولی گاهی یه نگاه عسلی وجود داره که

توی دریای این نگاه های آّبی وقتی داره دنبال یه رنگ خاکستری میگرده با

سبزی نگاه کسی همه چیز و فراموش میکنه گاهی هم باید رنگ سیاهی

باشه که این آرامش و بهم بریزه آدم های پولدار و خوشگلم زندگی

خودشون و دارن همه چی یک لحظه است مرگ و زندگی گاهی

کسایی از زندگیت خط میخورن که رفتن حقشون بوده و گاهی کسایی

خط میخورن که نباید گاهی کسایی باید برن که تو زندگی کنی گاهی

هم کسایی باید بمونن گاهی هم کسی که رفته به حرمت حرفی

که زده حق برگشتن نداره گاهی هم هرچی بیشتر ادامه میدی

بیشتر میفهمی که عشق یعنی جنون آخر همه ی این گاهی ها

هم میفهمی که دوست داشتن مقدس تر از عشقه..

و اینکه داستان از زبان دانای کل یا همون سوم شخص نقل میشه

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان رخصت

قسمت اول رمان عروسک

از ماشین شیکش پیاده شد و به اطرافش نگاهی انداخت

محله ی شیک و تمیزی در شمال تهران بود چندقدمی

به عقب برداشت و دوباره اسم کوچه راچک کرد »کوچه ی الله

به کاغذی که در دستش بود برای هزارمین بار

نگاهی انداخت خودش بود کوچه ی الله با دلهره به کوچه نگاهی

انداخت یک کوچه ی بن بست انتهای کوچه به

دروازه…

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران